یادی از گذشتگان ( زنده یادحاج اسماعیل غفاریان ) :
برسر تربت ما چون گذری همت خواهکه زیارتگه رندان جهان خواهدبودمرحوم حاج اسماعیل غفاریان مردوارسته ای که یک عمر درگمنامی زیست .مردخیری که اندوحته ای ذخیره نکردوهرآنچه باکارکردن بدست می اورددرراه خداهرینه
دکتر محمد داورپناه جزي استاد دانشگاه / دکتراي علوم کامپيوتري (اولین های شهرگزبرخوار ):
دکتر محمد داورپناه جزياستاد دانشگاه / دکتراي علوم کامپيوتريفرزند عبدالکريم / متولد 1336 شهرگزبرخوارتحصيلات ابتدايي را در دبستان انوري گز گذرانده و سال آخر دبستان را در دبستان ملي هدف اصفهان در سال 134
لغات زبان گزی (57):
پَندِکُشتی (pande koshti): فن کشتی گیریپَندوِگیت (pandvegit): پندبرداشتن ، نصیحت پذیرفتنپِنگ (peng): هر هفت و نیم دقیقه آب مزرعهپِنگُون (pengun): تقسیم کننده آب در مزرعه ، دشتبان :در زبان عربی و فا
لغات زبان گزی (55):
بِرا (berA): برادربِرائی (berAi): برادریبِراز(berAz): شایسته ، شایستگیبِرازَئَه (berAza a): شایسته ، برازیدهبِرازا (berA zA): شایستهبَرازامُون (berAzAmun) : شا یستگی داشتن ، سزاواربِرازاموُنی (berAzAm
خبر فرهنگی :
بسمه تعالی “به تازگی کتاب های آقای محمدعلی یزدانی گزی به نام های : نکته هایی درباره فرهنگ ومسایل اجتماعی ایران ونکته هایی درباره زبان شناسی ایران به زیور طبع آراسته شده است. ضمن تبریک به آقای محمدعلی
میلادامام جواد علیه السلام مبارک باد:
حضرت امام محمد تقي جواد#الأئمه علیه# السلام#امام نهم شيعيان حضرت جواد# (ع ) در سال 195هجري در مدينه ولادت يافت .نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقي است .القاب ديگري مانند : رضي و متقي نيز داشته ، ولي ت
آقای سید ناصر هادیان / فرهنگی بازنشسته:
ایشان چندین سال در سمت مدیر و دبیر ریاضی در منطقه برخوار و شاهین شهر و دبیرستان شهیدان هوشمند گز خدمات شایسته و گرانقدری به جوانان و مردم شهرگز نموده است. آقای# هادیان# پس از چندین سال که شهر گز دبیرست
لغات زبان گزی (54):
بِرِخشی تا (baraxshi tA): اشعه دادنبِرِخشی کَرت (baraxi kart): اشعه کردن ، روشنایی کردنبَرخُورتاموُن(barxortAmun) : ناراحت شدن ازکسی یاچیزی ، آزرده شدنبَرد (bard): بیلبُرزا (borzA) : بلند مرتبه بودنبَ
لغات زبان گزی (53) :
بدپَکُ پُز (bad pako poz): بد روی ، بدصورتبَد پُوزُ دُوماغ (badpuz dumAgh): زشت رویبَد پُوزُلوُِ (badpuzlu): بد خوراک ،به کسی که در خوردن غذا رعایت ادب را نکند.بَد دُو مُولی (bad do mo li):ترشروئیبَد
معرفی شاعرجوان(آقای سیداحمدهاشمی) :
سیداحمدهاشمی. فرزند: سیدمصطفی .متولد: 1348 گزبرخوار مدرک تحصیلی: کارشناسی ارشدمدیریت رسانه شغل:کارمند شاعرماه شعبان: ماه شعبان آمد و دل ها همه مسرور شدقلب کل مسلمین شاد از ورود نور شدروز میلاد امام عص
سروده ای ازآقای تقی نکویان :
حدیث عشق : تا دیده ام به روی نگاه تو باز هست نامهربان به ناز به حسنت که ناز هست شب نیمه گشت وباز نیامد خبر زیار چشمم هنوز بر در درهای باز هست ای سروقامتی که ز ما دل بریده ای برخود ببال
شهرآشوب :
یکی از انواع سروده هادرزبان فارسی شهرآشوب می باشد.دراین نوع شعر،شاعربه توصیف ومعرفی دسته های گوناگون مردم وشغل آنها می پردازد.اولین دسته معرفی شده علاقه بندان(ابریشم بافان هستندکه بانخ ابریشم محصولاتی
شهرآشوب (صفت نعلبندان ):
یکی از انواع سروده هادرزبان فارسی شهرآشوب می باشد.دراین نوع شعر،شاعربه توصیف ومعرفی دسته های گوناگون مردم وشغل آنها می پردازد. صفت نعلبندان : آن سخت دلان که خودپسندند بیجاده لبان نعل بندند از روی چ
شهرآشوب (صفت بزازان):
یکی از انواع سروده هادرزبان فارسی شهرآشوب می باشد.دراین نوع شعر،شاعربه توصیف ومعرفی دسته های گوناگون مردم وشغل آنها می پردازد. صفت بزازان : بزازانش حریر خویند ماننده ناف مشک بویند از حسن جمالشان به
لغات زبان گزی (52) :
بِدَر کَرت(bedarkart): کسی را ا ز راه راست منحرف کردن و به بیراهه کشاندن بِدَر(bedar): منحرف بَدمَس سَب (badmas sab): بداصل ، بدریشه بَدمِنِش (badmanesh): به کسی گویندکه نسبت به برخی غذاهااحساس منفی د
شهرآشوب (صفت رزازان):
یکی از انواع سروده هادرزبان فارسی شهرآشوب می باشد.دراین نوع شعر،شاعربه توصیف ومعرفی دسته های گوناگون مردم وشغل آنها می پردازد. صفت رزّازان (برنج فروشان ،برنج کوبان ) : رزّازانش زعیب پاک اند افروخت
شهرآشوب (صفت عطاران):
یکی از انواع سروده هادرزبان فارسی شهرآشوب می باشد.دراین نوع شعر،شاعربه توصیف ومعرفی دسته های گوناگون مردم وشغل آنها می پردازد. صفت عطاران : عطارانش عبیربویند هرچند که پیر و نافه بویند گرچاره ضعف
سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها تسلیت باد :
نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد یا به دیوار از آن سو بخورد یا نخورد، این در سوخته حتما به زمین می افتد لگدی بین هیاهو بخورد یا نخورد دست بالا برود روضه به پا خواهد شد حال بر صورت بانو بخورد یا نخ
یک ضرب المثل گزی :
تی نی کو وه وا در بو گو تاتوره واده مخ بو (آنقدر سگ آنجا بود که غذای سگ درآنجا گم بود ) Tini kuve và darbo go tàture vàde max bo کنایه از شلوغ