زوُغوُنی یا (zughuniyA): تازگی ها ، در روزهای گذشتهً زُوک (zuk): زمزمه آهسته ، گریه آهسته ، پسوند « خورزوک » نام یکی از شهرهای اطراف می باشد که به صورت « خورزوق » درآمده است زوُکاموُن (zukAmun): گریه آهسته وممتد ، دعا وندبه زُوکایِه (zokAye): آهسته گریه می کرد زول(zul): نام گیاهی بیابانی زُوما (zumA): داماد زُوما بُومُون (zumAbomun): موفق بودن در زفاف زوُمائِی (zumAi): دامادی زُومِشک (zumeshk): مستقیم ، عمود ، در بازی پل و چفتک استفاده می شود زوُناشتاموُن
برچسب:
نویسنده: رویا صالحی